تبليغاتX
بیندیش
http://hamparva.parsaspace.com/images/amin/dokhtaroneh/28_0_84319.jpg

از روزهای بی در و پیکر دلش گرفت،یک روز صبح پا شد و کفش فرار شد
از خانه زد به کوچه و سیگار دود کرد، وقتی که در نبود محبت خمار شد
کفتار زاده های خیابان منجلاب در جای پای او متلک جا گذاشتند
شبها که ذهن شهر پر از جغدواره بود،درکوچه ها،ستاره ی دنباله دار شد
با کوله ای به وسعت کمبود عاطفه از پارکهای الکل طبی عبور کرد
گرگی سوار خودرو ملی نگاه داشت;آهو گرسنه بود و سردش ،سوار شد
(آنشب خسوف شد و کسی ماه را ندید)
فردا_نمای بسته ی یک پارک_آه ...او....
از رد نیش گرگ دلش ضعف میرود،آهو به گرگهای پدر سگ دچار شد
-خانم جسارت است !لبت چند میشود؟
-این عشق حاصلش دو-سه فزرند میشود!
بر دوش داش زخم زبان و سه نقطه را ،تا زیر بار زور،شبی باردار شد

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 14:47 توسط شاگرد تنبل سابق| |

...!
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 9:31 توسط شاگرد تنبل سابق| |
http://www.pezeshkanomoomigilan.ir/upload%5Cdivorce1.jpg

سعيد هر چي تمركز ميكرد تا بتونه كتاب مورد علاقه شو بخونه نمي تونست . اصلا نمي تونست بفهمه چي داره مي خونه . براي دهمين بار از اول كتاب شروع به خوندن كرد اما آش همان و كاسه همان . بلاخره بايد يه جوري درستش مي كرد . كتابشو گذاشت كنار و گفت : ميدوني چيه ناهيد من خيلي وقته مي خوام يه چيزي رو بهت بگم . ميدوني چيه، من ... من يه زن ديگه گرفتم .

ناهيد اول يه خورده سرخ شد بعد يه  خورده وارفت  و در اخر جيغ بنفشي كشيد و  با صدايي شبيه به فرياد رو به سعيد كرد و گفت : زن گرفتي ؟  تو خجالت نمي كشي ؟ من تورو بيچاره مي كنم . اين خط اين نشون اگه طلاقمو ازت نگرفتم . مهريمو مي ذارم اجرا تا بيفتي زندون بدبخت .

ناهيد خودشو اماده كرد تا بره خونه مامانش اينا اما سعيد با خيال راحت كتابشو برداشت و رو به ناهيد كرد و گفت : عزيزم سكسكه ات بند اومد ؟!!!

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 14:22 توسط شاگرد تنبل سابق| |